خرید بک لینک
باغبان نیک اندیش روزی خسروی به تماشای صحرا بیرون رفت.باغبانی پیر و سالخورده را دید که سرگرم کاشتن نهال درخت بود. خسرو گفت:(ای پیرمرد،در موسم کهنسالی و فرتوتی،کار ایام جوانی پیشه کرده ای.وقت آن است که دست از این میل و آرزو برداری و درخت اعمال نیک در بهشت بنشانی،چه جای این حرص و هوس باطل است؟درختی که تو امروز نشاندی،میوه ی آن کجا توانی خورد؟) باغبان پیر و پاکدل گفت: (دیگران نشاندند،ما خوردیم،اکنون ما بنشانیم تا دیگران خورند).

برچسب: حکایت عاشقی,حکایت,حکایت دولت و فرزانگی,حکایت های زیبا,حکایت کوتاه,حکایت کهنه,حکایت خنده دار,حکایت عاشقی فیلم کامل,حکایت مُفت بَری,حکایت های کوتاه, نویسنده: مهدی زمانی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 17:50

مردگان

رِیيس خطاب به كارمند:شنيدي جديدا مد شده بعضي

از مردگان پس از مرگ زنده مي شوند؟

كارمند:بله،چند موردشو شنيدم.

رئيس:پس بايد يك خبر خوشحال كننده اي بهت بدم،

شما كه يك هفته پيش مرخصي گرفتيد كه برويد تشييع جنازه عمويتان،ايشان به خواست خدا زنده شدندو همان روز آمدند اينجا به شما خبر بدهند كه شما نرويد جنازه عمويتان....!!

برچسب: لطيفة,لطيفة المجرن,لطيفة فهمي,لطيفه عزيزي,لطيفه سريال,لطيفة رأفت,لطيفه عزيزي آهنگ جديد,لطيفه سريال تركي,لطيفة بالعربي,لطيفه عزيزي فيس بوك, نویسنده: مهدی زمانی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:31

باز باران با ترانه با گوهر های فراوان می خورد بر بام خانه من به پشت شيشه تنها ايستاده : در گذرها رودها راه اوفتاده. شاد و خرم يک دوسه گنجشک پرگو باز هر دم می پرند اين سو و آن سو می خورد بر شيشه و در مشت و سيلی آسمان امروز ديگر نيست نيلی يادم آرد روز باران گردش يک روز ديرين خوب و شيرين توی جنگل های گيلان: کودکی دهساله بودم شاد و خرم نرم و نازک چست و چابک از پرنده از چرنده از خزنده بود جنگل گرم و زنده آسمان آبی چو دريا يک دو ابر اينجا و آنجا چون دل من روز روشن بوی جنگل تازه و تر همچو می مستی دهنده بر درختان می زدی پر هر کجا زيبا پرنده برک

برچسب: باران کوثری,باران چت,باران,باران خواننده,باران فیلم,باران مووی,باران تویی,باران موزیک,باران عشق,بارانويا, نویسنده: مهدی زمانی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:31

-فرق ما با ژاپنيها چيه؟

-هيچي،فقط اونا هشت ساعت كار مي كنند ولي ما

بيست و هشت ساعت...!!

برچسب: فرقة ميامي,فرقش,فرقة ناجي عطا الله,فرق توقيت,فرقان,فرق, و,فرقة جيتارا,فرقة واما,فرقد القزويني,فرق تسد, نویسنده: مهدی زمانی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:31

مدير مدرسه سرزده وارد كلاس شد و متوجه شد كه يكي از دانش اموزان

در گوشه كلاس درحال سيگار كشيدن است.

مدير باديدن او قيافه اش درهم شد و داد زد : خجالت نمي كشي تنهايي

نشسته اي تو كلاس سيگار مي كشي؟

دانش اموز با ترس و لرز جواب داد: ببخشيد، يكدفعه وارد شديد، هول شدم

و فراموش كردم تعارف كنم!!!

برچسب: تعارف بنات,تعارف بلاك بيري,تعارف سناب,تعارف واتس اب,تعارف كيك,تعارف بي بي,تعارف زواج,تعارف به انگلیسی,تعارف ایرانی,تعارف, عبدالعظیمی, نویسنده: مهدی زمانی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:31

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم،،شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد.باغ صد خاطره خنديد،عطر صد خاطره پيچيد.يادم آمد كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيمپرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم.ساعتي بر لب آن جوي نشستيم،تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت،من همه محو تماشاي نگاهت.آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام.خوشه ماه فرو ريخته در آب،شاخه ها دست بر آورده به مهتاب.شب و صحرا و گل و سنگهمه دل داده به آواز شباهنگ.يادم آيد تو به من گفتي:"از اين عشق حذر كن!لح

برچسب: كوچه بي نام,كوچه اقاقيا,كوچه بي نام فيلم,كوچه بي نام نقد,كوچه,كوچه شهر دلم,كوچه بي نام فيلم كامل,كوچه لره سو سپميشم,كوچه ي بي نام,كوچه لر سو سپميشم, نویسنده: مهدی زمانی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:31

قطره هاي كوچك آباقيانوس بزرگ را مي سازنددانه هاي كوچك شنساحل زيبا را.لحظه هاي كوتاهشايد بي ارزش به نظر برسند،امٌا قرن ها را مي سازند.كارهاي كوچك محبٌت آميز،كلمات كوتاه محبٌت آميز،زمين را،مانند بهشت مي كنند. (جوليا آ.كارني)

برچسب: چيز هاي كوچك,چیزهای کوچک بی ادبی,چیز های کوچک عاشقانه,چیز های کوچک زندگی,كتاب خداي چيز هاي كوچك, نویسنده: مهدی زمانی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:31

همه مي پرسند:«چيستدر زمزمه مبهم آب؟«چيست درهمهمه دلكش برگ؟چيست در بازي آن ابر سپيد،روي اين آبي آرام بلند،كه تو را مي برد اين گونه به ژرفاي خيال؟"« چيست در خلوت خاموش كبوتر ها؟«چيست در كوشش بي حاصل موج؟«چيست در خنده جام؟كه تو چندين ساعتمات و مبهوت به آن مي نگري؟»-نه به ابر،نه به آب،نه به برگ،نه به اين آبي آرام بلند،نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام،نه به اين خلوت خاموش كبوتر ها؛من به اين جمله نمي انديشم!من مناجات درختان را هنگام سحر،رقص عطر گل يخ را با باد،نفس پاك شقايق را در سينه كوه،صحبت چلچله ها را با صبح،نبض پاينده هستي را،در گندم زار،گردش ر

برچسب: آخرين جرعه اين جام تهي,آخرین جرعه این جام مشیری,آخرین جرعه این جام تهی,آخرين جرعه اين جام تهی را تو بنوش,آخرين جرعه اين جام,آخرین جرعه این جام را تو بنوش,آخرين جرعه اين جام تهي را,آخرین جرعه این جام دانلود,آخرین جرعه این جام متن, نویسنده: مهدی زمانی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:30

1. آن چيست كه هميشه دستش به كمرش است و ايستاده؟2.راه ميره بيابون،بار ميكشه فراوون،خار ميخوره بجاي نون!3.آن چيست كه يكي است و هميشه با تو است؟4.اين سر كوه ،اره اره آن سر كوه ،اره اره ميان كوه، گوشت بره!5.آن كدام شب تاريك است كه در ميان روز ديده ميشود؟ جواب يادت نره ها!!! تشكر

برچسب: چيستان,چيستان با جواب,چيستان سخت با جواب,چيستان ها,چيستان هاي جالب,چيستان بي ادبي,چيستان و معما,چيستان باحال,چيستان كودكانه,چيستان هاي جالب با جواب, نویسنده: مهدی زمانی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:30

پسر کوچولویی به اتفاق مادرش به عکاسی رفته بود تا عکس بگیرد.

عکاس او را مقابل دوربین نشاند وگفت:

-آقا کوچولو،اگه بی حرکت بنشینی یک پرنده از این دوربین بیرون می آید.

پسر بچه با پوزخندی گفت:

به جای این حرفهای بچگانه بهتر است سرعت دوربین را روی 2000

ودیافراگم را 2/4 میزان و فلاش اتوماتیک را هم وصل کنی تا کیفیت عکس بهتر شود...!

برچسب: بچه های امروزی,بچه های امروزی تلگرام,بچه های امروز,ترول بچه های امروزی,جوک بچه های امروزی,جک بچه های امروزی,عکس بچه های امروزی,اس ام اس بچه های امروزی,بچه های امروز دیروز فردا,بچه های امروز مدیران فردا, نویسنده: مهدی زمانی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:30

1-همسایمون اسمش طلاست،توی نقره فروشی کار میکنه،تازگیا رفته برنزه کرده!!!!! . . . . . . فکر کنم آخر بره با مسی ازدواج کنه بچشم شکل استیل بشه. 2-ارسطو را پرسیدند ادب از که آموختی؟ ارسطو کمی نگریست و گفت: . . نه ناموساً کجای من شبیه لقمانه؟؟؟؟؟؟ هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 3-پیر زنه گیر میده به بچه هاش که من شوهر میخوام! . .بچه هاش میگن آخه ننه شوهر 60ساله که گیر نمیاد! پیر زنه میگه ننه دو تا 30 ساله که گیر میاد 4-روزی شخصی نزد بزرگی رفت بزرگ خیلی بزرگ بود و شخص ترسید و فرار کرد تا حکایتی دیگر بدرود...

برچسب: لطیفه و جک,لطیفه و جک های خنده دار,لطیفه و جک خنده دار,لطیفه و جک جدید,لطيفه و جک,لطیفه و جک باحال,لطیفه و جک های جدید,لطیفه و جک کودکانه,لطیفه و جک های باحال,لطیفه و جک لری, نویسنده: مهدی زمانی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:30

صفحه بندی